سلام  دوست جونا

جمعه عصراولین سالروز  تولد نی نی گولو خواهرزاده ی بنده بود. منم که خاله ی  بزرگ نی نی جانم،  به مامانه نی نی گولو پیشنهاددادم که شما کاریت نباشه پذیرایی عصرونه ی مهمونابامن . اونم که ازخداش قبول کرد .

ازاونجاییکه مهمونی خونه ی مامانم اینابود و مامان جون دستگاه ساندویچ میکر نداره گفتم کارروخودم تموم کنم وازخونمون بیارم .(آخه این چه کاری بود عزیزم که کردی ؟)

 همه چی رو بادقت آماده کرده بودم . حتی مواد ساندویجو روی نون تست گذاشتم . در ساندویج میکرمو که بازکردم . خشکم زد . ازبار آخری که ازدستگاه استفاده کرده بودم یه سری ساندویچ توش مونده بود وفراموش کرده بودم درشون بیارم . من همش میگم بی حواس شدم بقیه قبول نمی کنن . کپک بود که تو دستگاه خودنمایی می کرد . نمیدونید خشکم زد چندثانیه درحالت مات مونده بودم . خونه ی نی نی گولو اینا هم توشهردیگه ست ونمیشد ازدستگاه اونااستفاده کرد. اومدم  یه سری به مهمونازدم تاآرامش بگیرم  که خواهرجان کوچیکه (مامان نی نی جان )گفت ساندویچا آمادس ؟ منم پررو گفتم مهموناتازه کیکشونو خوردن . حالا چه عجله ایه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟وااااااااااااااااااای چی کارکنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 دوباره برگشتم به آشپزخونه . حالافکر کنید آشپزخونه ی مامان جان اوپن نبود . که اگه بود حکایت بنده بین المللی می شد .حدود نیم ساعت زمان برد تامن ساندویچ میکرو شستم این اولین باری بود که من تواین چند سال اونو می شستم .قبلا هربار که استفادش  می کردم فقط بابرس نرم وپارچه مرطوب تمیزش می کردم  .  بااینکه چند بارتمیز شستم بازم وقتی بوش می کردم به نظرم بوی کپک می داد. دلمو زدم به دریا ویه سری نون تست خالی گذاشتم تاتست شه که اگه بوی کپکی مونده باشه  گرفته شه . باتأخیر ساندویجا آماده شد . آخیشششششششششششششش. راحت شدم . نوشتنشم بهم استرس میده . طفلی خودم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

واینطوری بود که بنده توبه کردم و به خودم قول دادم که دیگه ازاین به بعد مسئولیت مهمونی کسیو قبول نکنم حتی نی نی جانو