سلام . جوونتر که بودم وقتی می خواستم مهمونی بدم به همه ی جوانب ازجمله هزینه توجه داشتم وسعی می کردم نوع غذاهایی که انتخاب می کنم علاوه بر طعم خوب و مهمون پسند و ظاهری زیبا ،هزینه ی معقولی داشته باشه که بسیار کار سختی بود . ولی حالا با گذشت زمان دارم باورمی کنم  آنچه بدست نیامدنیست وباید غنیمت دانسته شه وقت و نیرویی که پای کارت میذاری . برای همین دیشب که میزبان خانواده شوهر به مناسبت ازدواج برادرشوهر بودم . بدون درنظر گرفتن هزینه میزبانی کردم . یکی از غذاهایی که به نسبت راحتم باهاش و به نظرم اصلا آشپزی محسوب نمیشه ازبس بی دردسر . استیک گردن . که بی دردسر میذاریم با ادویه بپزه .فقط تهیه سسش میمونه که اونهم خیلی راحته . برای همین بر خلاف همیشه که پذیراییم با خورشت هاو پلوهای رنگی بود . بی دردسر وراحت بودم ؛و برای خالی نبودن عریضه هم مرغ پای ثابت کارم بود واز آلو هم کنار شون بهره بردم . علاوه بر پلوی سفید ،سبزی پلو هم با باقلا برای استیک دم دادم که خیلی طرفدار داشت .  آخیششششش راحت شدم . پذیرایی از خانواده شوهر به نظرم کار سختیه . چون دلم می خواد همه چیز عالی باشه . خواهر شوهرهم زحمت شست تموم ظرف ها رو کشید . برای همین خستگی ناشی از میزبانی تو تنم نمونده خدارو شکر . راستی به عنوان هدیه پاگشا به جاری جدید مبلغی پول هدیه دادم . اینهم در راستای صرفه جویی در وقت بود ضمن اینکه فکر کنم بیشتر به کارشون بیاد .