او رفت ...

رفت تابیاساید برای همیشه . رفت تادیگر ازتنهایی ننالد . رفت تادیگر برای تنهایی اش مجبور به پاسخگویی به خودش هم نباشد .

او رفت مثل دیگران که قبل او رفتند مثل دیگران که بعد او خواهند رفت .

چه غریب است خانه اش بدون حضور او .

یادش به خیر ،آخرین باری که اورادرخانه اش دیدم باهم غذاخوردیم واو آن روز چقدر خوشحال بود برای بامابودن وبرای تنهانبودن .

وقتی به سر مزارش  رسیدم آنقدر دلتنگش نشدم که وقتی به حیاط خانه اش پا گذاشتم . انگار با ورود به خانه اش تازه رفتنش راباور کردم .

دل تنگت می شویم پدربزرگ .

پدربزرگ مهربان وخوش اخلاق همسری به رحمت خدارفت . خدایا بیامرزش .