یاران چه غریبانه رفتند ازاین خانه
او رفت ...
رفت تابیاساید برای همیشه . رفت تادیگر ازتنهایی ننالد . رفت تادیگر برای تنهایی اش مجبور به پاسخگویی به خودش هم نباشد .
او رفت مثل دیگران که قبل او رفتند مثل دیگران که بعد او خواهند رفت .
چه غریب است خانه اش بدون حضور او .
یادش به خیر ،آخرین باری که اورادرخانه اش دیدم باهم غذاخوردیم واو آن روز چقدر خوشحال بود برای بامابودن وبرای تنهانبودن .
وقتی به سر مزارش رسیدم آنقدر دلتنگش نشدم که وقتی به حیاط خانه اش پا گذاشتم . انگار با ورود به خانه اش تازه رفتنش راباور کردم .
دل تنگت می شویم پدربزرگ .
پدربزرگ مهربان وخوش اخلاق همسری به رحمت خدارفت . خدایا بیامرزش .
+ نوشته شده در شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 11:48 توسط یارا
|