این بحث تیزهوشانم یه معمایی شده برای خودش .
وقتی بامامانا صحبت می کنی همه مخالف وناراضی .میگن که قبولی بچه شون اصلابراشون مهم نیست
ولی همین مامانا اگه گفتین بعدازظهرا کجان ؟
دارن بچه هاشونومی برن کلاس خصوصی .واینکه انواع کتاب تستاروبراشون خریدن ودارن بابچه هاشون کارمی کنن .
خودم هم یکی ازاین مامانا شدم .
البته شما که دیگه غریبه نیستین دلیل اصلی که دلم می خواددخترمون توآزمون قبول شه محیط مدرسه فرزانگانه .که به نظر می رسه بهتره چون اکثرابچه هاشون دنبال درسن وبه قول معروف سروگوششون زیاد
نمی جنبه .آخه اونقدرمادرپدراروازجو مدارس راهنمایی ودبیرستان ترسوندن که قیافمون شده مثل این 
شوشو جان میگه خیلی خودتو اذیت می کنی .شاید حق بااون باشه اگه اینجوری پیش بره .استرسم به دخی جونمون منتقل می شه واین خیلی بده .
تاپارسال یعنی ازکلاس اول تاجهارم من دخترمونوتودرساش مستقل بارآوردم .خداییش خودشم درساشو می خوندومن فقط ازدور کنترل می کردم .خیلی ازوقتها پیش میومدکه فرداش امتحان داره ومن اصلاازش نمی پرسیدم .خداراشکرنمره ورتبش تقریبا همیشه اول بود .نمی دونم امسال چم شده ؟این آزمون تیزهوشان داره کلافم می کنه .یکی ازدلایل اون کلاس پنجم دیگه مدرسه است که برای خودش داستان داره .کنجکاو شدین نه ؟پس بقیشو بخونین 
تابستون امسال برای اینکه من وشوشو هردوشاغلیم وکسی ازاقوام روتوشهر محل زندگیمون نداریم ودخی جانم مجبورنباشه کل تابستونو توخونه جلوی تلویزیون بگذرونه .تصمیم گرفتیم توکلاس تابستون مدرسه ثبت نامش کنیم.غافل ازاینکه معلم کلاس پرانرژیه و داره براتیزهوشان سنگ تموم می ذاره وضمن اون شاگردای زرنگ روشناسایی می کنه که ازاول مهرتوکلاس خودش باشن . من ازقبل معلم موردنظرم برای سال تحصیلی جدیدانتخاب کرده بودم . خانم دیگه ای که باتجربست ومعروفه .اسم دخی جان رو توکلاسش نوشتم .همین قدربگم که معلم تابستونشون کل تابستون مخ دخی جان راشستشو دادکه باید ازاول مهربیای کلاس من .حتما به مامانت بگو اسمتو کلاس من بنویسه که من برات ال می کنم .یه روز که منو توحیاط مدرسه دید پیله کرد که همین حالا بریم دفتراسم دخترتو بنویس کلاس من .ازمن انکار ازاون اصرار .هرچی من گفتم حالا چه عجله ای هست که باهم بریم برای شماخوب نیست که دست مادردانش آموزوبگیری بیاری دفتروبخوای توکلاستون باشه افاقه نکرد.منم همراش رفتم دفتر. نمی دونستم چی بگم که به این خانم معلم برنخوره . خلاصه دلموزدم دریا وپیش مدیر شروع کردم به تعریف ازاین معلم که داره برا دانش آموزا سنگ تموم می ذاره (واقعیتم همین بود) خداخیرش بده .و... درآخرم گفتم علت اینکه من می خوام دخترم کلاس معلم دیگه باشه ردصلاحیت این معلم نیست .می خوام دخترم روش اون معلموهم تجربه کنه .(واقعیت این بود که می ترسیدم دخترم زیرباراین همه درس خوندن دچاربحران وفشارروحی بشه ) باورتون نمیشه این معلم ازرونرفت بازتوکلاس از دخی جان می پرسید بامامانت صحبت کردی و...
نمی دونین به چه زحمتی و باچه ترفندی من دختردسته گلمو بردم کلاس موردنظر .حالا وقتی می بینم اکثر شاگردزرنگا براقبولی توتیزهوشان تواون کلاسن ودخترمن باشاگردهای معمولی تواین کلاس .(البته غیرازدخی جون چندتاشاگردزرنگ دیگم توکلاسشون هست .ولی اکثریت باشاگردای ضعیفه .اصلااین کلاس شاگردمتوسط نداره .)یه کم ازانتخابم متزلزل می شم .مخصوصا که اون کلاس پنجمی ها بااون معلمی که براقبول شدن بچه هاش توتیزهوشان ازهیچ کاری مضایغه نمی کنه تازگیهاوقت زنگ تفریح شعرهایی که بوی شعارمی ده می گن .ماتیزهوشان آینده هستیم .هیچ جا نمی ریم همین جاهستیم .استرسو تومن ایجادمی کنه چه برسه به دخترنازم .آخه هیچ کس نیست به اینابگه این چه بساطی است .اگه قبولی تیزهوشان روبی خیال شم .خودم عذاب وجدان می گیرم که بچه های معمولی دارن واسه قبولی خودکشی می کنن نکنه درحق عزیزم سهل انگاری کنم .اگرم که قبولی روبخوایم که میشه همین که هست .
صدای اذانو ازرادیو میشنوم .خدایا به من وهمه عزیزانم آرامش بده .وهرچه برای من وعزیزام به خیراست براشون پیش آر.