اندراهمیت نظر دهی

سلام به خوانندگان خوش ذوقی که وبلاگ منوبراخوندن انتخاب می کنن

چیه اگه اینجوری نیست که صدالبته  همینجوره . چراازبین این همه وبلاگ،داری بلاگ منو می خونی ؟باید غرورو بذاری کنار وبه حقیقت اعتراف کنی .

حالا که قبول داری وباهم هم نظر شدیم .نظر تو بنویس تاانگیزه ی منم واسه نوشتن ببری بالای بالا تاخود ابرها

قبل ازشروع وبلاگ نویسی .به اهمیتی که دادن نظر م تووبلاگایی که می خونم داشت  توجه  نمی کردم که البته دیگه اینطور نخواهد بود.آخه چراااااااااااااااااااااانظر نمی دی مگه نمیدونید  منتظر ررررررررررررنظرتونم ؟نظر بده دیگه لطفا اااااااااااااااااااااا.

طوفان کامل

سلام . صبح به خیر دیشبو خوب خوابیدین ؟

من که نه .آخه ازسرشب بادی می وزید نگو ونپرس !!!!!!!!!همراه بابارش باران .البته صدای بادوبارون مانع خواب من نشد .تازه خوابم برده بود که باصدایی ازخواب پریدم .رفتم آشپزخونه دیدم محافظ یخچال ریپ می زنه .طفلی نمی دونست برقو قطع کنه یاوصل .همسرجانوبیدارکردم .گفتم تکلیفشو معلوم کنه که اونم یه استراحت چندساعته بهش داد. دوباره باهزاردردسرخوابم برد که باصدای مهیبی (این دفعه به اتفاق شوشو )ازخواب پریدیم .صداازبیرون واحدمون بود .همسرگرامی رفت بیرون  .ظاهرا پنجره راه پله که آهنی وبازبود .باوزش باد به هم کوبیده شد ه بود .تابیاددوباره خوابم ببره یه یک ساعتی طول کشید .صبح بازنگ تلفن همسایه بیدارشدم .دیدم دخی جان بیداره ساعتم هشت ونیمه .بهش می گم توکه بیداربودی چرابیدارمون نکردی .عزیزه  مامان میگه ،خواستم خواب بمونین دیرتون شه امروزاداره نرین وپیشم بمونین .(الهی قربونش برم ، باوجودی که ازسه ماهگی مهدرفته هنوز به رفتن اداره مامانش معترضه وباهاش کنارنیومده .تعطیلی مدارس درپنج شنبه هاواسه باباومامانای کارمند حکایتی دیگره ).

موقع رفتن به ادره دیدیم .دکل برق سرکوچه یه فازش قطع شده وآویزون .کار طوفان مهیب دیشب بود .

جالب اینه که فیلم سینمایی بانام طوفان کاملو دیشب ازتلویزیون پخش کردن .من واهل خونه ی سبزمون نگاهش کردیم .حالا یه سوال اگه بادنه چندان طوفان دیشب عواقبش این بود .طوفان توی فیلم اگه تو ایران بیاد که هممون باید جمع کنیم بریم .کجا ؟ خوب معلومه اون دنیا .

اندرحکایت بارداری مجدد

سلام ؟وقت به خیر .

دخی جونمون  یه سالش  که بود من برای باردوم باردارشدم .وبه دلایلی که اون موقع برام خیلی مهم وحیاتی بودن  کورتاژش کردم .

الان دخی خانم مون ده سالشه ومن مدتیه  عذاب وجدان گرفتم .گذرزمان وشرایطی که پیش میاره روتصمیم گیریها تاثیر زیادی می ذاره . همش به خودم والبته گاهی هم به همسرجووووووونم می گم باید بچه دوم رو می آوردیم .وبه قول یکی ازدوستام کناراومدن بااین عذاب وجدان ازبزرگ کردن بچه دوم سخت تره!!!!!!

الان مدت کوتاهیه که برای بارداری مجدد اقدام کردیم .

  باتوجه به سن خودم وشوهرجان نگرانم تصمیم درستیه یانه ؟

نگرانی ازبابت بزرگ کردنش ندارم .یعنی چرادارم ولی زیادنیست .بیشترنگرانیم سراینه که دوباره می تونیم یه بچه سالم وعالی دیگه مثل دخی جان داشته باشیم یا نه ؟آخه میگن زوجهای  بالای سی وپنج سال احتمال بارداریشون پایین میاد .

خدایا،اونچه که به مصلحتمونه برامون پیش آر.ازتمام داده هایت که گاهی برای چشمانم  تکراری وعادی می شه ممنونم .زیباییهارابرامون زیباتر وزشتیهاروبرامون زیبا نما.

حکایت مامانای فردا

چندروز پیش برای شرکت درجلسه به مدرسه ی دخی جان رفتم .قبلا طی نامه ای ساعت شروع جلسه رو راس نه ونیم اعلام کرده بودن .فقط سه تاازمامانا به موقع آمده بودن .

معلم طفلی باهمین سه تامامان شروع کرد به صحبت.  اول ازهمه ازخوردن غذای بچه هاگله کرد .می گفت چندتاازبچه هاروزیرنظرگرفته دید روزی سه ،چهارتا اشترودل می خورن .خوب بچه ای که هرزنگ میخوره اونم اشترودل .تمام خونش میره طرف معدش دیگه خونی برامغزش نمی مونه .آماری که معلم بی نوا باتاسف  وعصبانیت می داداین بود که به جرات میشه گفت ازبین ۲۹دانش آموز کلاس حداکثر هشت دانش آموز می تواننددرآینده به عنوان مادردرست عمل کنند.البته ازساعت حضور مادرهای محترم که تاساعت ده ونیم ادامه داشت به نظرمیرسه آمارخانم معلم بی راه هم نبود .

دربین صحبت های معلم ،بعضی ازمامانا می گفتن اگه اشترودل بده چرادرمدرسه به فروش می رسه ؟

معلم  درجواب به نیازمندبودن فروشنده اشاره کردوگفت بعضی ازروزهاآنهم یک باردرروز موردی ندارد .

دلم می خواست جواب اون مامانای عزیزراخودم بدم که جاش نبود .براهمین می نویسم که تودلم نمونه

آخه مامان جون ،مگه قرارهست هرچیزی که دخترت می بینه بخواد؟ ساندویجی مدرسه روحذف کنن .

توشهرچندتاساندویجی دیگه است ؟اصلاازساندویجی بی خیال شیم مگه ماتوخلاءزندگی می کنیم ؟همیشه ناهنجاری تومحیط اطراف هست این مربوط به کشور ما نمیشه که همه جای دنیاهمین جوریه .

پس کجاباید این بچه های گلمون ،خویشتن داری رویادبگیرن ؟

 خوردن میوه ها هم اصولی  دارد

 

   اگر میوه ها به شکل صحیح مصرف شوند، برای افزایش سلامتی و شادابی بسیار موثر خواهند بود.

   راه صحیح خوردن میوه ها اینست که میوه ها را بعد از مصرف غذا نخورید. میوه ها باید زمانی

   خورده شوند که معده خالی است.اگر میوه ها را به این شکل صحیح بخورید، به دفع سموم بدنتان

   کمک خواهد کرد و در تامین انرژی مورد نیاز فعالیتهای روزمره زندگی و همچنین در کاهش وزن،

   موثر خواهد بود. همچنین خوردن میوه از نوشیدن آب آن بهتر است. اما اگر قرار باشد آب میوه را

   بنوشید طوری بنوشید که دهانتان کاملا از آب میوه پر شود و آن را آرام آرام قورت دهید، تا آب میوه

   با بزاق دهانتان ترکیب شود.

                                                نشریه دانشمند - شماره 575


دغدغه ای به نام تیزهوشان

این بحث تیزهوشانم یه معمایی شده برای خودش .

وقتی بامامانا صحبت می کنی همه مخالف وناراضی .میگن که قبولی بچه شون اصلابراشون مهم نیست

ولی همین مامانا اگه گفتین بعدازظهرا کجان ؟

دارن بچه هاشونومی برن کلاس خصوصی .واینکه انواع کتاب تستاروبراشون خریدن ودارن بابچه هاشون کارمی کنن .

خودم هم یکی ازاین مامانا شدم .البته شما که دیگه غریبه نیستین دلیل اصلی که دلم می خواددخترمون توآزمون قبول شه محیط مدرسه فرزانگانه .که به نظر می رسه بهتره چون اکثرابچه هاشون دنبال درسن وبه قول معروف سروگوششون زیادنمی جنبه .آخه اونقدرمادرپدراروازجو مدارس راهنمایی ودبیرستان ترسوندن که قیافمون شده مثل این

شوشو جان میگه خیلی خودتو اذیت می کنی .شاید حق بااون باشه اگه اینجوری پیش بره  .استرسم به دخی جونمون منتقل می شه واین خیلی بده .

تاپارسال یعنی ازکلاس اول تاجهارم من دخترمونوتودرساش مستقل بارآوردم .خداییش خودشم درساشو می خوندومن فقط ازدور کنترل می کردم .خیلی ازوقتها پیش میومدکه فرداش امتحان داره ومن اصلاازش نمی پرسیدم .خداراشکرنمره ورتبش تقریبا همیشه اول بود .نمی دونم امسال چم شده ؟این آزمون تیزهوشان داره کلافم می کنه .یکی ازدلایل اون کلاس پنجم دیگه مدرسه است که برای خودش داستان داره .کنجکاو شدین نه ؟پس بقیشو بخونین

تابستون امسال برای اینکه من وشوشو هردوشاغلیم وکسی ازاقوام روتوشهر محل زندگیمون نداریم ودخی جانم مجبورنباشه کل تابستونو توخونه جلوی تلویزیون بگذرونه .تصمیم گرفتیم توکلاس تابستون مدرسه ثبت نامش کنیم.غافل ازاینکه معلم  کلاس پرانرژیه  و داره براتیزهوشان سنگ تموم می ذاره وضمن اون شاگردای زرنگ روشناسایی می کنه که ازاول مهرتوکلاس خودش باشن . من  ازقبل معلم موردنظرم برای سال تحصیلی جدیدانتخاب کرده بودم . خانم دیگه ای که باتجربست ومعروفه .اسم دخی جان رو توکلاسش نوشتم .همین قدربگم که معلم تابستونشون کل تابستون مخ دخی جان راشستشو دادکه باید ازاول مهربیای کلاس من .حتما به مامانت بگو اسمتو کلاس من بنویسه که من برات ال می کنم .یه روز که منو توحیاط مدرسه دید پیله کرد که همین حالا بریم دفتراسم دخترتو بنویس کلاس من .ازمن انکار ازاون اصرار .هرچی من گفتم حالا چه عجله ای هست که باهم بریم برای شماخوب نیست که دست مادردانش آموزوبگیری بیاری دفتروبخوای توکلاستون باشه افاقه نکرد.منم همراش رفتم دفتر. نمی دونستم چی بگم که به این خانم معلم برنخوره . خلاصه دلموزدم دریا وپیش مدیر شروع کردم به تعریف ازاین معلم که داره برا دانش آموزا سنگ تموم می ذاره (واقعیتم همین بود) خداخیرش بده .و... درآخرم گفتم علت اینکه من می خوام دخترم کلاس معلم دیگه باشه ردصلاحیت این معلم نیست .می خوام دخترم روش اون معلموهم تجربه کنه .(واقعیت این بود که می ترسیدم دخترم زیرباراین همه درس خوندن دچاربحران وفشارروحی بشه ) باورتون نمیشه این معلم ازرونرفت بازتوکلاس از دخی جان می پرسید بامامانت صحبت کردی و...

نمی دونین به چه زحمتی و باچه ترفندی من دختردسته گلمو بردم کلاس موردنظر .حالا وقتی می بینم اکثر شاگردزرنگا براقبولی توتیزهوشان تواون کلاسن ودخترمن باشاگردهای معمولی تواین کلاس .(البته غیرازدخی جون چندتاشاگردزرنگ دیگم توکلاسشون هست .ولی اکثریت باشاگردای ضعیفه .اصلااین کلاس شاگردمتوسط نداره .)یه کم ازانتخابم متزلزل می شم .مخصوصا که اون کلاس پنجمی ها بااون معلمی که براقبول شدن بچه هاش توتیزهوشان ازهیچ کاری مضایغه نمی کنه تازگیهاوقت زنگ تفریح شعرهایی که بوی شعارمی ده می گن .ماتیزهوشان آینده هستیم .هیچ جا نمی ریم همین جاهستیم .استرسو تومن ایجادمی کنه چه برسه به دخترنازم .آخه هیچ کس نیست به اینابگه این چه بساطی است .اگه قبولی تیزهوشان روبی خیال شم .خودم عذاب وجدان می گیرم که بچه های معمولی دارن واسه قبولی خودکشی می کنن نکنه درحق عزیزم سهل انگاری کنم .اگرم که قبولی روبخوایم  که میشه همین  که هست .

صدای اذانو ازرادیو میشنوم .خدایا به من وهمه عزیزانم آرامش بده .وهرچه برای من وعزیزام به خیراست براشون پیش آر.